احمد حیدری

بررسی تطبیقی نوستالژی در سروده های نازک الملائکه و فروغ فرخزاد

یکشنبه 12 اردیبهشت 1395 11:29 ق.ظ

نویسنده : احمد حیدری
ارسال شده در: نوستالژی ( الاغتراب ) ، نازک الملائکة ، نقد شعر ، الأدب المقارن - ادبیات تطبیقی ، شعر معاصر عربی ،

بررسی تطبیقی نوستالژی در سروده های نازک الملائکه و فروغ فرخزاد

پایان‌نامه . وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - دانشگاه کاشان  1392 . کارشناسی ارشد

استاد راهنما: روح الله صیادی نژاد | استاد مشاور: حسین قربانپور | دانشجو: مهوش حسن پور

برای دانلود خلاصه پایان نامه کلیک کنید


چکیده نوستالژی و درد ناشی از آن ریشه در میراث فکری و دینی ما دارد، امّا آن‌چه این موضوع را تازگی می-بخشد بروز شرایط مدرن و شهرنشینی و تبعات ناشی از آن است که موجب بروز انبوهی از ناراحتی‌های روحی از جمله" بیگانگی" گردیده است. در جستار پیش‌رو، نگارنده بر آن است تابه بررسی این پدیده‌ی روانی در سروده‌های دو شاعر معاصر عراقی و ایرانی، "نازک الملائکه"و"فروغ فرّخزاد"، بپردازد. تحقیق نشان از آن دارد که اوضاع نابسامان سیاسی و اجتماعی روزگار شاعران، عدم توجه به زن، فاصله‌های طبقاتی، از دست دادن عزیزان و . . . باعث شده است که این دو شاعر به ناخودآگاه خود رجوع نمایند و با حسرت و دیدی تراژیک از روزگاران خوش گذشته یاد کنند. مهمترین دستاورد پژوهش این است که بن مایه‌‌‌های نوستالژیک، مانند اوضاع سیاسی و اجتماعی، یاد مرگ، یاد عشق، اندوه هبوط، یاد کودکی، یاد زادبوم، آرمانشهر و یاد عزیزان را در سروده‌های هر دو شاعر می‌توان یافت، با این تفاوت که در بیان برخی مسائل تفاوت‌هایی نیز در کلام و اندیشه‌ی این دو شاعر دیده می‌شود؛ فروغ در بیان نوستالژیک عشق خود از واژه‌های اروتیک بهره گرفته است، ولی نازک الملائکه هیچ‌گاه به سراغ این نوع واژه‌ها نرفته است.




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: المقارنة نازک الملائکة ، نازك الملائكة ، تطبیقی فروغ فرخزاد ، شعر معاصر فارسی ، شعر معاصر عربی ، نوستالژی شعر ، الاغتراب ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 12 اردیبهشت 1395 11:34 ق.ظ

واقع‌گرایی اجتماعی در شعر نازک الملائکه

جمعه 28 اسفند 1394 04:35 ب.ظ

نویسنده : احمد حیدری
ارسال شده در: نازک الملائکة ، الواقعیة ،

واقع‌گرایی اجتماعی در شعر نازک الملائکه 


برای دانلود فایل مقاله کلیک کنید






دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: المدرسة الواقعیة ، نازک الملائکة ، واقع گرایی شعر معاصر عربی ، واقع گرایی نازک المائکه ، نازک الملائکه شعر سپید ، مضامین اجتماعی ، واقع گرایی شاعر عرب ،
آخرین ویرایش: جمعه 28 اسفند 1394 04:39 ب.ظ

رویکردهای شعر معاصر عرب

جمعه 7 اسفند 1394 04:12 ب.ظ

نویسنده : احمد حیدری
ارسال شده در: نازک الملائکة ، شعر معاصر عربی ، بلند الحیدری ، بدر شاکر السیاب ، ادونیس ،
 

رویکردهای شعر معاصر عرب

نویسندگان

رسول حیدری

برای دانلود مقاله کلیک کنید

چکیده      

امروزه، شعر معاصر عرب چهره جدیدی از خود به جهانیان عرضه کرده است. از نظر ساختاری علاوه بر قالب شکنی- که یکی دو دهه بعد از شعر فارسی رخ داد- نحوه کاربرد تعابیر و واژگان، وسعت خیال، مهارت شعرای عرب در تصویر آفرینی و مسائلی از این دست، شعر معاصر عرب را به کلی متفاوت از گذشته خویش کرده است. از نظر محتوایی نیز شعر معاصر عرب چهره جدیدی به خود گرفته است؛ علاوه بر توصیفات طبیعی و عاشقانه سرایی و توجه خاص به جنس زن، که تقریباً از مضامین رایج شعر عرب است، بروز برخی مسائل جدید نیز باعث تغییر شعر عرب در ساحت اندیشه شده است؛ جنگ جهانی اول و دوم، نهضت مقاومت فلسطین، جنگ شش روزه اعراب، استعمار و همچنین آشنایی جهان عرب با دنیای غرب و به تبع آن تغییرات بنیادین در نوع زندگی و نحوه شعر امروز عرب، ایجاد روح ناامیدی و یأسی است که بر شعر این دوره سایه افکنده است، تا جایی که از این اشعار، با عنوان خاص «عبیثیه» یاد می‌شود. بدر شاکرسیاب، نازک الملائکه، نزار قبانی، عبدالوهاب بیاتی، آدونیس، بلند الحیدری و محمد مفتاح الفیتوری، شعرایی هستند که نمونه اشعارشان در نوشتار حاضر بررسی شده است.

کلیدواژگان: شعر عرب؛ شعر معاصر عرب؛ عشق؛ غربت؛ اندوه

مقدمه

بیش از شش دهه پیش شعر عرب، همانند شعر فارسی دچار تحولاتی شد و گروهی از ادیبان جوان زمزمه تحوّل در شعر را سر دادند و با مطرح کردن قالب نو و زبان نو، شعر عرب را دستخوش تحولی شگرف کردند. تقریباً اکثر عواملی که در شکل گیری شعر نو فارسی دخیل بود، نظیر دست و پا گیر بودن شعر موزون و مقفّا، پاسخگو نبودن مضامین رایج شعر کهن به نیاز جامعه و مسائلی از این دست، در شکل‌گیری شعر نو عرب نیز دخالت داشت. از طرف دیگر با توجه به اتفاقاتی که در قرن نوزدهم رخ داد، سمت و سوی شعر عرب نیز تغییر کرد؛ محمد علی پاشا (مؤسس آخرین سلسله پادشاهی در مصر) تنها برای استفاده از صنعت جدید اروپا، آن هم به قصد تقویت سپاه خود و تحقق بخشیدن به مقاصد نظامی خویش، اقدامات چشمگیری انجام داد که به طور غیر مستقیم موجب تحولات اجتماعی- فرهنگی شد که هنوز هم تاریخ این تحولات با نام او همراه است.(شفیعی کدکنی، 1359: 9-38) حمله ناپلئون به مصر نیز نقطه تحولی است در بسیاری از زمینه‌های سیاسی و اجتماعی مصر و در نتیجه بسیاری از سرزمینهای عربی. (همان، 67) عوامل مهم دیگری نیز همچون: ارتباط با مغرب زمین، نفوذ مبلّغان اروپایی و آمریکایی به لبنان، رشد آموزش و همگانی شدن آن، فراگیر شدن نهضت ترجمه و بسیاری عوامل دیگر دست به دست هم دادند تا مسیر شعر عرب را تغییر دهند.

شاعران عرب نیز مانند شعرای ایرانی، در نخستین برخورد با تمدن و فرهنگ غرب چنین تصور می‌کردند که تجدد فقط در حوزة معانی و اندیشه‌ها امکان پذیر است و ضرورت دارد، چرا که حرمت سنّت‌های شعری و سرمشق‌های کلاسیک به حدی بود که کسی جرأت تغییر آنها را نداشت، لذا فقط مضامین غربی را در قوالب محترم قدمایی وارد می‌کردند اما در عرصة شعر فارسی، تقی رفعت، شمس کسمایی، میرزاده عشقی، جعفر خامنه‌ای و ابوالقاسم لاهوتی به طور جدی در شکستن قداست قالب شعر کهن گامهایی برداشتند و سرانجام نیما به سال 1301 با انتشار شعر افسانه، شعر را وارد مرحله تازه‌ای کرد. این رخداد در شعر عرب، توسط دو شاعر پیشگام عراقی، بدرشاکرالسّیاب و نازِک الملائکه شکل و بنیاد گرفت. البته در باب فضل تقدّم بدرشاکرالسّیاب یا نازِک الملائکه در بنیانگذاری شعر آزاد، بسیار سخن رفته است؛ نازِک الملائکه خود معتقد است که شعر «وبا»ی او که آن را در 1947 در بیست و چهار سالگی سروده و در دومین دفترش «شراره و خاکستر» (1949) آمده، نخستین شعر آزاد در مجموعة شعر امروز است، هر چند بسیاری بر خلاف این نظر معتقدند که اولین شعر آزاد شعری است که سّیاب به نام «آیا عشق بود آن»، در نخستین دفتر خود، «گلهای پژمرده» آورده است. صرف نظر از این مطلب، بدر شاکر از این حیث شاخص‌تر است که بینش او در نوگرایی همه جانبه‌تر بود و علاوه بر تحوّل در فرم و قالب شعر، بر یکپارچگی شعر و ارتباط درونی و اندام‌وار عناصر آن در ساختاری هماهنگ ناظر بود (اسوار، 1381، 169). «مشهور است که پیشگاهنگان عراقی شعر نو، نازک، اسّیاب و البیاتی، با تأثیرپذیری از شعر انگلیسی، پیامبران این نهضت بودند». (عباس، 1384، 59). به هر حال این جریان با پیشقدمی این دو شاعر آغاز شد و به دنبال این دو، شعرای نوپرداز دیگری پا به عرصه گذاشتند.

درست همان واکنشهایی که در برابر شعر نو فارسی به‌ وجود آمد، در برابر شعر نو عرب نیز شکل گرفت؛ شعر نو آماج حمله کهن گرایان قرار گرفت؛ عدّه‌ای شاعرانِ نوگرا را به ناتوانی در خلقِ دشوارترین صورت شعر که همان نظم کهن باشد، متّهم کردند و گروهی حرکت شعر آزاد را توطئه‌ای بر ضد اصالت شعر عرب دانستند؛ و البته این اعتراض طبیعی می‌نماید؛ «قرنهاست اوزان عروضی شعر عربی که»«خلیل بن احمد فراهیدی» واضع علم عروض عربی کشف و استنباط نمود، بی منازع و بی رقیب بر شعر عربی حکم رانده و هنوز نیز سنگینی این سلطه احساس می‌شود» (رجایی، 1378، 559). اما با وجود تمام این مخالفتها، شعر نو با قدرت تمام پیش رفت و پیوسته بر وسعت مضامینش افزوده شد. «نخستین گامی که برای دگرگون ساختن اوزان عروضی قدیم برداشته شد، تجدید و نوآوری در وزنهای معهود و آشنای شعر بود. گونه گون کردن قافیه و تنوع در طول مصراعها به شیوه‌ موشّح عربی یا فنّ مستزاد فارسی و تصرّف در عروض و ضرب مصراعها و ابیات و به کارگیری تدویر و زحافات نادر- که در مجموع از سنگینی وزن و غلبه یکنواختی آن بر شعر می‌کاهد- از جمله تمهیداتی بود که در این مرحله از تحول شعری به کار رفت» (رجایی، 1376، 410). پس از آن محتوای اشعار نیز همگام با رخدادهای نوظهور تغییر کرد و امروزه، پس از گذشت چندین سال از ظهور شعر نو، شعر نو در پی یافتن افقهای جدید و طرح نیازهای بشر است. در مجال حاضر به بررسی اشعاری از چند شاعر پیشرو در جریان شعر نو عرب می‌پردازیم. اگرچه با بررسی چند نمونه شعر نمی‌توان داوری صائبی دربارة شعر نو عرب داشت، با این حال به نظر می‌رسد تا حدّی بتوان به مشخصه‌های شعر نو عرب نزدیک شد.

ویژگی‌های کلی شعر معاصر عرب

برای شناخت اجمالی از شعر نو عرب، لازم است ویژگی‌های کلی آن را در چند محور خلاصه وار بیان کنیم:

به نظر می‌رسد، آشنایی ادبا و شعرای عرب با جهان غرب و بیرون آمدن از محدوده دنیای عرب، یکی از مهمترین علل تأثیرگذار در دگرگونی شعر عرب باشد. آشنایی با تفکرات مغرب زمین و نیز ظواهر آن در تفکرات بسیاری از شعرا بخصوص ادونیس کاملاً مشهود است. حتی نزار قبّانی نیز زبان شعری خود را مدیون این آشنایی می‌داند و می‌گوید: «من سه چهارم اشعارم را به سفرهایم مدیونم. بعد از ربع قرن لنگر انداختن و پرواز در بندرها و فرودگاههای کره زمین، از خود می‌پرسم: «اگر من مانند میخ در خاک کشورم فرومانده بودم، چهره شعرم به چه حالتی در می‌آمد»؟! (قبانی، 1364، 20)، به هر حال این امر سبب تغییر نگاه شاعران عرب به محیط پیرامون و برداشتهای متفاوتی از زندگی شده است؛ «در شعر معاصر، شاعر با نگاه دیگری به انسان و حیات و طبیعت می‌نگرد، جبر و اختیار را طور دیگری ارزیابی نموده و مرگ و زندگی و ادامه نسل و حیات در نظر او شکل تازه‌ای دارد. خیر و شرّ، سعادت و شقاوت چیز دیگری است. دنیا و مرتبت آن، یا نقش آن در خوشبختی و بدبختی انسانها و طبیعت و مظاهر آن و جلوه هایش در آینه فکر سطحی و یا آینه تأمل و ژرف اندیشی فرق دارد» (میر قادری، 1385، 80).

از ویژگی‌های دیگر شعر امروز عرب، پرداختن به توصیفات طبیعی است که البته سابقه‌ای چند صد ساله دارد و از دیر باز شعر عرب با توصیفات طبیعی همراه بوده است اما تعابیری که امروزه در شعر عرب به کار می‌‌رود تازه و بدیع است. به نظر می‌رسد شعرایی که در محدودة سوریه، لبنان و فلسطین زندگی می‌کنند به خاطر ویژگی‌های خاص طبیعی این سرزمینها و زیبایی‌های خیره‌کننده طبیعی‌شان، بیشتر به توصیفات طبیعی پرداخته‌اند و حتی در توصیفات دیگر نیز نظیر وصف زیبایی معشوق، از جلوه‌‌های طبیعت بیشتر بهره برده اند.

از مهمترین ویژگی‌های شعر امروز عرب که البته می‌توان سابقة این نوع اشعار را به آغاز شعر عرب رساند، توصیفات عاشقانه و وصف زیبایی‌های زنان است که نزار قبّانی سلطان بی منازع این سرزمین است و عاشقانه سرایی او، شهرتش را جهانی ساخته است؛ شاعری که نام او با عشق و با زن گره خورده است. البته همانطور که گفته شد، نزار خود را از اتهام زن پرستی و پرداختن به پیکرة زنانی مشخص تبرئه می‌کند؛ وی در گفتگویی که منیر العکش (ناقد عربی) انجام داده، بر آن است که زن در اشعار عاشقانة او، اشاره به همه زنان دارد و تجربه شخصی و جزئی خود را جهانی می‌داند و می‌گوید: «در حالت عاشقانه شخصی هم خودم را بیشتر جهانی می‌دانم و آن یگانه زنی که دوستش دارم، همه زنان یعنی عنصر زن است»(قبّانی، 1364: 46).

سوای قبانی، شعرای دیگر نیز کمابیش به موضوعات عاشقانه و وصف زیبایی‌های زنانه پرداخته‌اند. آنچه به شعر عرب در این عرصه تشخص می‌دهد، بی باکی و تهوّر در بیان این زیبایی‌ها و نوع تعابیر آنهاست.

پرداختن به قومیت عرب نیز، تا اندازه‌ای در شعر عرب نمود دارد؛ علاوه بر تعصب قومی که به هر حال هر قوم و نژادی بر آن پا فشاری می کند و قوم عرب نیز از این امر مستثنی نیست، به دلیل همجواری بسیاری از کشورهای عرب و فشارهای بیگانه و تنش‌هایی که این سرزمین وسیع را تحت تأثیر قرار می‌دهد، شعرای عرب، قومیت خود را بیشتر مطرح کرده‌اند؛ در نیمه دوم دهه شصت، پس از شکل‌گیری مقاومت مسلحانه فلسطین و رویداد جنگ شش روزة‌ اعراب و اسرائیل، پدیدة‌ شعر مقاومت نمود یافت و شعرای مهمی چون: عزّالدین المناصره، سمیح القاسم، فدوی طوقان و در صدر آنها محمود درویش، آثار ارزشمندی را خلق کردند. به این ترتیب مسألة فلسطین و حساسیت این موضوع نوعی اتحاد و همدلی را در بین اعراب باعث شد که در اشعار بسیاری از شاعران نمود یافته است. محمود درویش از معروف‌ترین شعرای مقاومت است که دفاع از سرزمین و نژاد خود را سر لوحه اندیشه خود قرار داده است: «لو تحوّل هذا الوطن الصغیر، کقبضه الید، الی السجن، فسنبقی علی حبّه، لانه وطننا» (درویش، 1971: 16)؛ اگر این وطن کوچک به زندانی چون ثبت تبدیل شود، ما همچنان دوستش خواهیم داشت، زیرا وطنمان است».

محمود درویش در شعری دیگری که «شناسنامه» نام دارد، با لحنی حاکی از عصبانیت، سرسختانه بر قومیت خود تأکید می‌کند:

ثبت کن

من عربم

شماره شناسنامه ام 5000 است

و هشت تا بچه دارم

نهمی هم بعد از تابستان خواهد آمد

خشمگین شدی؟!

ثبت کن

من عربم! (شفیعی کدکنی، 1359، 207).

علاوه برنهضت مقاومت فلسطین، این قومیت گرایی در اشکال دیگری نظیر بیان غم غربت، وصف سرزمینهای عرب و زیبایی‌های آن و کاربرد واژگانی نظیر زیتون و نخل و ... نمود پیدا می کند.

حزن و اندوه یکی از بارزترین مشخه‌های شعر معاصر عرب است که بیشتر از هر چیز دیگر در شعر معاصر عرب نمود یافته است. بیان اندوه و آلام درونی شاعران این دوره می‌تواند آبشخورهای مختلفی داشته باشد. برخی از این عوامل، عواملی است کلی که از دیرباز وجود داشته و خاص قوم عرب نیست و اندوهی است که انسانیت انسان، خواه ناخواه آن را ایجاب می‌کند؛ نالیدن از بی مهری روزگار، شکایت از مردم زمانه، حیرانی از هستی انسان و مقصد او و مواردی از این دست باعث خلق اشعاری حزن آلوده شده است. اما در کنار این عوامل، عللی نیز در دورة معاصر، روح نومیدی و یأس را به فضای زمانه تزریق کرد که از آن می‌توان با عنوان « غم انسان معاصر» یاد کرد؛ در شعر معاصر عرب عواملی که قبلا نیز به آن اشاره شد؛ یعنی رخدادهایی نظیر جنگ جهانی اول و دوم، جنگ فلسطین، جنگ شش روزة 1967، استعمار و مسائلی که دنیای عرب را درگیر ساخته است، باعث ظهور اشعاری با مضامین سرشار از یأس و اندوه شد که از آن با عنوان «عبثیه» یاد می‌کنند.      

همگام با تغییر در لایه‌های اندیشگی شعر غرب، شعر عرب از نظر ساختاری نیز دچار تحول شد و این البته صرفاً در قالب شکنی خلاصه نمی‌شود، واژگان و ترکیباتی که امروزه در شعر نو عرب به کار می‌رود نشان می‌دهد که شعر امروز عرب به سرعت از زبان و بیان قدمایی خود فاصله گرفته است، اگرچه بسیاری از خصیصه‌های اصلی خود را که به عربیت زبان می‌گردد، حفظ کرده است. با نگاهی گذرا به اشعار کسانی چون سیاب، نزار و بخصوص ادونیس به آسانی می‌توان این تغییرات را مشاهده کرد. نزار قباتی در توصیف زبان خود به این امر اشاره می‌کند:

«عندی للحُبِّ تعابیرٌ                  «مرا در عشق تعابیری است

ما مَرّت فی بال دَواه»                 کز ذهن هیچ دواتی نگذشته است» (اسوار، 1381،3- 462).

به نظر می‌رسد یکی از آفت‌هایی که ناخودآگاه گریبانگیر شعر نو عرب شده، پیچیده‌گویی افراطی و ابهام بیش از حدّ آن است و این پیچیدگی در زبان شعری ادونیس نمود بیشتری دارد، به طوری که یکی از منتقدان او، سوری، شاعر نوگرای معاصر می‌گوید: «انا ارید ان افهم ادونیس فلا استطیع، یتّهمنی ادونیس باللاموضوعیه»!: (من می‌خواهم ادونیس را درک کنم اما نمی‌توانم، ادونیس مرا به غیر منطقی و غیر اصولی بودن و عدم بی طرفی متهم می‌کند)» (سلیمی، 1385: 32).

حتی زبان سیاب و ملائکه که اولین شاعر نوپرداز این زبان هستند نیز در بسیاری از فقرات مبهم و ثقیل می‌نماید به طوری که دیگران نیز به این امر اشاره کرده‌اند. احسان عباس در کتاب رویکرد شعر عرب درباره نازک الملائکه می‌گوید:«او زبان عرب را به بی اعتنایی به نیروی اشارت و ابهام، متّهم و از ابهام دفاع می‌کند» (عباس، 1384: 1-60).

 

نتیجه‌گیری

اگرچه نمی‌توان ویژگی‌های شعر معاصر عرب را در مواردی که به طور گذرا به آنها اشاره شد، خلاصه کرد اما می‌توان ادعا کرد که این موارد، از ویژگی‌های اصلی شعر معاصر عرب است که به آن تشخّص و تعین داده و در سطح جهان مطرح ساخته است:

شعر امروز عرب، با فضایی متفاوت از دورة آغازینش، همگام با نیازهای فکری و فرهنگی جهان عرب، هم از نظر ساختار و هم از نظر محتوا، پیشرفت کرده، به طوری که به هیچ وجه قابل مقایسه با شعر صد سال پیش نیست. موضوعاتی که در شعر نو عرب مطرح می‌شود، موضوعاتی است که اوضاع زمانی آن را ایجاب کرده است؛ جنگ جهانی اول و دوم، جنگ شش روزة اعراب، جنگ اسرائیل و فلسطین، استعمار و مسائل دیگری که جهان امروز عرب درگیر آن است، عواملی هستند که پیکرة شعر نو عرب را شکل داده و به آن تشخص و تمایز بخشیده است.

شعر این دوره در یک نگاه، شعری است موفق و پیشرو که توانسته در عمر تقریباً شصت سالة خود به رشد و بلوغ تحسین برانگیزی برسد؛ شعری که زبان قوی و تأثیرگذار و نیز شاعران پر احساس و کوشای آن، در جهانی کردن آن تأثیری بسزا داشته‌اند.

منابع استفاده شده در مقاله:

1. اسوار، موسی (1381)، از سرود باران تا مزامیر گل سرخ، تهران، نشر سخن.

2. بدوی، مصطفی (1369)، گزیده‌ای از شعر عربی معاصر، ترجمه غلامحسین یوسفی و یوسف بکار، تهران: نشر اسپرک، چاپ اول.

3. درویش، محمود (1971م)، شی عن الوطن، بیروت: دارالعوده

4. رجایی، نجمه (1384)، بیگانگی و گریز در شعر معاصر عربی، مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی مشهد، سال سی و هشتم، شماره 148، صص 127-107.

5. ________(1378)، نو آوریهای عروضی در شعر معاصر عربی،______، سال سی‌ام، شماره سوم وچهارم.

6. سلیمی، علی (1385)، ایهام و پیچیدگی در شعر معاصر، ______، شماره 152.

7. الشرع، علی (1991م)، لغه الشعر العربی المعاصر فی النقد العربی الحدیث، جامعه الیرموک، منشورات عماده البحث العلمی و الدراسات العلیا.

8. شفیعی کدکنی، محمد رضا (1359)، شعر معاصر عرب، تهران: نشر طوس.

9. عباس، احسان (1384)، رویکردهای شعر معاصر عرب، ترجمه حبیب الله عباسی، تهران: نشر سخن، چاپ اول.

10. فرخزاد، فروغ (1379)، دیوان اشعار، تهران، نشر امیر مستعان، چاپ اول.

11. قبّانی، نزار (1364)، شعر، زن و انقلاب، ترجمة عبدالحسین فرزاد، تهران، چاپ اول.

12. میر قادری، فضل الله (1385)، شعر تأملی در ادبیات عربی معاصر، شیراز: انتشارات نوید شیراز، چاپ اول.




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: شعر معاصر عرب ، اتجاهات الشعر المعاصر ، الشعر المعاصر ، رویکرد شعر معاصر ، موضوع مقاله شعر معاصر ، شاعران معاصر عرب ، الشعراء المعاصر ،
آخرین ویرایش: جمعه 7 اسفند 1394 04:17 ب.ظ

بررسی تطبیقی آرمان‌شهر در اندیشه فریدون مشیری و نازک الملائکة

جمعه 7 اسفند 1394 11:54 ق.ظ

نویسنده : احمد حیدری
ارسال شده در: الأدب المقارن - ادبیات تطبیقی ، نازک الملائکة ،

بررسی تطبیقی آرمان‌شهر در اندیشه فریدون مشیری و نازک الملائکة

نویسندگان

الیاس نورایی1 ؛ هدیه جهانی  2

1استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه رازی

2دانشجو دکتری زبان و ادبیات عرب، دانشگاه رازی

برای دانلود مقاله کلیک کنید

چکیده

 انسان کمال‌گرا همواره به دنبال آرمان‌گرایی و جامعه آرمانی بوده است. ادبیّات، برای طرح اینچنین اندیشه‌هایی عرصه مناسبی در اختیار شاعران و نویسندگان قرار داده است. شاعران نیز همواره از این مقوله غافل نبوده‌اند و در اشعار خود به روایت آرمان شهر خود پــرداخته‌اند. آرمان شهر، تجلّی برآورده شدن آرزوهای شاعر برای بقا است و پناهگاه خوبی برای گریز از مشکلات زندگی شاعر است. با توجه به اینکه فریدون مشیری و نازک الملائکه هم عصر هم بوده‌اند و شرایطی تقریباً مشابه هم داشته‌اند؛ بررسی آرمان‌شهر مورد نظر دو شاعر در چنین شرایطی کاری شایان توجه است. در این جستار برآنیم که آرمان‌شهر را از دیدگاه این دو شاعر نامدار فارس و عرب مورد بررسی و تطبیق قرار دهیم. بدین منظور به بیان مهم‌ترین ویژگی‌های مشترک این دو شــاعر بـــرای معرّفی آرمان شهر مورد نظر خویش پرداخته‌ایم.

کلیدواژگان: آرمان‌شهر، فریدون مشیری، نازک الملائکة، شعر عربی، شعر فارسی




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: آرمان‌شهر ، فریدون مشیری ، نازک الملائکة ، المقارنة نازک الملائکة ، مقارنة فریدون مشیری ، تطبیقی مشیری ، تطبیقی نازک الملائکة ،
آخرین ویرایش: جمعه 7 اسفند 1394 12:01 ب.ظ

بررسی تطبیقی دیدگاه های نقدی نیمایوشیج و نازک الملائکه

سه شنبه 17 آذر 1394 08:53 ب.ظ

نویسنده : احمد حیدری
ارسال شده در: نازک الملائکة ، مقالات نقد ادبی ، الأدب المقارن - ادبیات تطبیقی ،

بررسی تطبیقی دیدگاه های نقدی نیمایوشیج و نازک الملائکه

برای دانلود فایل مقاله کلیک کن

1 علی سلیمی  ؛ 2 مهدی مرآتی

1دانشیار گروه عربی دانشگاه رازی

2فارغ التحصیل کارشناسی ارشد گروه عربی دانشگاه رازی

چکیده

طی یک قرن گذشته، شعر و ادبیات کهن فارسی و عربی، با تفکرات تازه و  پویای منتقدان و شاعران نوگرا، روحی دو باره یافت و از قالب خشکیده خویش بیرون آمد. نیما یوشیج و نازک ملائکه شاعر عراقی، با خلق ایده­های نقدی تازه در مورد شعر و ادب، نقشی بسیار برجسته در این زمینه ایفا نمودند. نقطه­ی مشترک دیدگاه نقدی این دو ناقد و شاعر برجسته، تکیه بر میراث گذشته به منظور خلق ادبیاتی نو و متناسب با زندگی امروزی بود، لذا آن دو، هیچ گاه در صدد نفی شعر و ادب قدیم نبودند، بلکه آن را پایه اصلی نظرات نقدی خود به منظور ایجاد دگرگونی در آن قرار دادند. اما در کنار این وجه مشترک، آنها تفاوت­هایی نیز  با هم داشتند، به طوری که می­توان گفت: دامنه­ی نوگرایی در دیدگاه­های نقدی نیما بسیار عمیق­تر و گسترده­تر از نازک ملائکه بود، به باور او، شاعر باید زبان کلاسیک را به طور بنیادی متحول نماید و تعابیری نو بیافریند، چنان که خود وی در شعرش در این مسیر حرکت کرد، اما ملائکه در این زمینه با احتیاط­ بیشتر قدم بر می­داشت. او بر این عقیده بود که شاعر نباید قواعد و مقرارت زبان فصیح را در هم بشکند، و بر خلاف هنجارهای معمول زبان، تعبیراتی غریب و تازه پدید آورد. تفاوت دیگر در نظرات نقدی آنها، مربوط به رسالت شاعر و کارکردهای شعر بود. در دیدگاه نقدی نیما، شعر باید در خدمت مردم، دردها و رنج­های آنها باشد، اما ملائکه، دعوت به اجتماعی نمودن شعر را نمی­پذیرد وآن ­را محدود کننده شاعر  به شمار می­آورد. او  غالباً شعر را وسیله­ای برای توصیف دغدغه­های فردی و پناه­گاهی برای بیان غم و رنج درونی شاعر قلمداد می­کند. آثار شعری باقیمانده از هر دو شاعر، تحقق عینی دیدگاه­های نقدی آنان را نشان می­دهد.

کلیدواژگان : نیما یوشیج، نازک ملائکه، شعر معاصر، نقد ادبی معاصر




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: نیما یوشیج ، نازک ملائکه ، شعر معاصر ، نقد ادبی معاصر ، نازک الملائکة ، مقارنة نیمایوشیج ، تطبیقی نازک الملائکة ،
آخرین ویرایش: جمعه 7 اسفند 1394 12:05 ب.ظ



پذیرش ترجمه از عربی به فارسی -- ترجمه از فارسی به عربی* با من تماس بگیرید 09179738783 AHMAD.HEYDARI.PGU@GMAIL.COM .. فراموش نکنید با کلیک کردن ما را در گوگل محبوب کنید. با تشکر و سپاس فراوان از نگاه پرمحبت شما


دريافت كد گوگل پلاس

دریافت کد گوگل پلاس

آمارگیر وبلاگ